دبیرستان نمونه دولتی شهید احمدی روشن گتوند

دوره ی دوم
دبیرستان نمونه دولتی شهید احمدی روشن گتوند

دبیرستان نمونه دولتی شهید احمدی روشن شهرستان گتوند استان خوزستان

پیام های کوتاه
  • ۲۴ فروردين ۹۴ , ۲۲:۳۶
    حدیث
بایگانی

معمای تخم مرغ

دوشنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۹:۰۶ ب.ظ

در زمان قدیم که روستاییان محصولات خودشان را به میدان برای فروش می آوردند یک زن روستایی یک سبد تخم مرغ به میدان آورده که بفروشد. هنوز هیچ نفروخته بود که..... اسب یک سوار پایش خورد به سبد تخم مرغ. در نتیجه بیشتر تخم مرغ ها شکستند.
اسب سوار خیلی ناراحت شد و از روستایی پوزش خواست و حاضر شد پول همه آنها را بپردازد.

اسب سوار از روستایی سوال کرد: مادر جون چند تا تخم مرغ داشتی؟
خانم در جواب گفت: تعدادشونو نمیدو نم اما وقتی آنهارا دوتا دوتا بر میداشتم یکی باقی می موند وقتی سه تا سه تا بر میداشتم یکی باقی می موند, وقتی چهارتا چهارتا بر می داشتم یکی باقی می موند, وقتی پنجتا پنجتا بر می داشتم یکی باقی می موند, وقتی شش تا شش تا بر می داشتم یکی باقی می موند, اما وقتی که هفت تا هفت تا بر میداشتم هیچی باقی نمی موند.
اسب سوار حساب کرد و پول تخم مرغای زن را داد.
سوال: کمترین تعداد تخم مرغی که زن روستایی می توانست داشه باشد چندتا بود؟


برگرفته شده از pishandish.blog.ir
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۲/۰۱
مجتبی فتحی

نظرات  (۱)

301

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی